نوشته شده توسط : akharinkhorshid1

امام صادق: همانا منكر امامت, بدترينِ انكاركنندگان استالافین ص13 البحث الثاني



:: بازدید از این مطلب : 938
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 23 اسفند 1391 | نظرات (1)
نوشته شده توسط : akharinkhorshid1

حضرت على بن الحسين خطاب به شخصی به نام زائده فرمودند: خبر به من رسيده كه گاهى به زيارت قبر ابى عبد اللَّه الحسين مى‏روى؟ عرض كردم: همان طور است كه خبر به سمع شما رسيده. حضرت فرمودند: براى چه مبادرت به چنين فعلى مى‏ورزى در حالى كه تو نزد سلطان مكانت و منزلتى داشته و وى كسى است كه توان اين را ندارد ببيند شخصى به ما محبّت داشته و ما را بر ديگران برترى مى‏دهد و فضائل ما را ذكر مى‏كند و حقّى كه از ما بر اين امّت واجب است را رعايت مى‏نمايد؟ محضر مباركش عرض كردم: به خدا سوگند قصدم از اين فعل فقط رضايت خدا و رسول خدا بوده و از غضب و سخط كسى كه بر من غضب نمايد ترس و وحشتى ندارم و امر مكروهى كه از ناحيه اين فعل به من برسد هرگز در سينه‏ام گران و سنگين نيست و بر من قابل تحمّل مى‏باشد. حضرت فرمودند: تو را به خدا سوگند امر چنين است؟ عرض كردم: به خدا سوگند امر چنين است. حضرت سؤالشان را سه بار تكرار فرموده و من نيز جوابم را سه بار بازگو نمودم. سپس حضرت فرمودند: بشارت باد ترا، بشارت باد ترا، بشارت باد تو را، لازم شد خبر دهم تو را به حديثى كه نزد من بوده و از احاديث نخبه و برگزيده‏اى است كه جزء اسرار مخزونه مى‏باشد و آن اين است: زمانى كه در طَف (كربلا) آن مصيبت به ما وارد گشت و پدرم و تمام فرزندان و برادران و جميع اهلش كه با او بودند كشته شدند و حرم و زنان آن حضرت را بر روى شتران بى‏جهاز نشانده و ما را به كوفه برگرداندند پس به قتلگاه ايشان چشم دوختم و ابدان طاهره ايشان را برهنه و عريان ديدم كه روى خاك افتاده و دفن نشده‏اند، اين معنا بر من گران آمد و در سينه‏ام اثرش را يافته و هنگامى كه از ايشان چنين منظره‏اى را مشاهده كردم‏ اضطراب و بى‏آرامى در من شدت يافت به حدّى كه نزديك بود روح از كالبدم خارج گردد، اين هيئت و حالت را وقتى عمّه‏ام زينب كبرى دختر على بن ابى طالب از من مشاهده نمود فرمود: اين چه حالى است از تو مى‏بينم، اى يادگار جدّ و پدر و برادرم چرا با جان خود بازى مى‏كنى؟!! من گفتم: چگونه جزع و بيتابى نكنم در حالى كه مى‏بينم سرور و برادران و عموها و پسر عموها و اهل خود را در خون خويش طپيده، عريان و برهنه بوده، جامه‏هايشان را از بدن بيرون آورده‏اند، بدون اينكه كفن شده يا دفن گرديده باشند، احدى بالاى سرشان نبوده و بشرى نزديكشان نمى‏شود گويا ايشان از خاندان ديلم و خزر مى‏باشند؟!! عمّه‏ام فرمود: آنچه مى‏بينى تو را به جزع نياورد، به خدا سوگند اين عهد و پيمانى بوده كه رسول خدا با جدّت امير المؤمنين و پدرت سيّد الشهداء و عمويت امام مجتبى نموده و خداوند متعال نيز از گروهى از اين امت كه در عداد ستمكاران و سركشان نمى‏باشند پيمان گرفته است ايشان در بين اهل آسمان‏ها معروف و مشهورند كه اين اعضاء قلم شده را جمع كرده و دفن نموده و اين اَبدان و اجسام خون آلود را به خاك سپرده و در اين سرزمين براى قبر پدرت سيد الشهداء نشانه‏اى نصب كرده كه اثرش هيچ گاه كهنه نشده و گذشت شب و روز آن را محو نمى‏كند، و بسيارى از پیشوایان كفر و اِلحاد و اَبناء ضِلالت و گمراهى سعى در نابود كردن آن مى‏نمايند اما به جاى اينكه رسم و نشانه آن از بين رود ظاهرتر و آشكارتر مى‏گردد.[1]

توضیح: آری عده بسیار زیادی از پیشوایان ضلالت و گمراهی در طول تاریخ سعی داشته اند تا سنت عزاداری برای سیدالشهدا را زیر سوال برده و اینگونه مجالس دیگر برگزار نگردد اما همانگونه که حضرت زینب ام المصائب وعده فرمودند نه تنها این مجالس کمرنگ تر و یا نابود نگشته بلکه روز به روز بر شکوه و عظمت و وسعت این مجالس افزوده میگردد و همه این سخنان یاد آور این کلام گهربار از رسول خداست که میفرماید: همانا محبت حسین حرارتی در دلهای مومنان ایجاد کرده که هرگز خاموش نمیگردد


[1]. کامل الزیارات باب 88


:: بازدید از این مطلب : 928
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 23 اسفند 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : akharinkhorshid1

حمّد بن عبد اللَّه بن جعفر حميرى، از پدرش، از على بن محمّد بن سالم، از محمّد بن خالد، از عبد اللَّه بن حمّاد بصرى، از عبد اللَّه بن عبد الرحمن اصم، از مسمع بن عبد الملك كردين بصرى نقل كرده كه وى گفت: امام صادق خطاب به من فرمودند:...آيا ياد مى‏كنى مصائبى را كه براى سیدالشهداء فراهم كرده و آزار و اذيت‏هائى كه به حضرتش روا داشتند؟ عرض كردم: آری. حضرت فرمودند: آيا به جزع و فزع مى‏آئى؟ عرض كردم: بلى به خدا قسم و بخاطر ياد كردن مصائب آن بزرگوار چنان غمگين و حزين مى‏شوم كه اهل و عيالم اثر آن را در من مشاهده مى‏كنند و چنان حالم دگرگون مى‏شود كه از خوردن طعام و غذا امتناع نموده و بوضوح علائم حزن و اندوه در صورتم نمايان مى‏گردد. حضرت فرمودند: خدا رحمت كند اشک‏هاى تو را (يعنى خدا بواسطه اين اشک‏ها تو را رحمت‏ نمايد)، بدان قطعا تو از كسانى محسوب مى‏شوى كه به خاطر ما جَزَع نموده و به واسطه سُرور و فَرَحِ ما مَسرور گشته و بخاطر حُزنِ ما مَحزون گرديده و بجهت خوف ما خائِف بوده و هنگام مأمون بودن ما در امان هستند، توجه داشته باش حتما و عَنقَريب هنگام مرگ اجدادم را بالاى سرت خواهى ديد كه به ملك الموت سفارش تو را خواهند نمود و بشارتى كه به تو خواهند داد برتر و بالاتر از هر چيزى است و خواهى ديد كه ملك الموت از مادر مهربان به فرزندش به تو مهربان‏تر و رحيم‏تر خواهد بود. مسمع مى‏گويد: سپس حضرت گريستند و اشکهاى مباركشان جارى شد و من نيز با آن جناب اشک ريختم، پس از آن حضرت فرمودند: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي فَضَّلَنا عَلى‏ خلقه بالرّحمة و خصّنا اهل البيت بالرّحمة اى مسمع از هنگامى كه امير المؤمنين شهيد شدند زمين و آسمان بر ما ترحم نموده و مى‏گريند و موجودى بيشتر از فرشتگان بر ما گريه نكرده است، ايشان اشك‏هايشان لا ينقطع جارى بوده و هرگز قطع نمى‏شود. توجّه داشته باش احدى بخاطر ترحم بما و بجهت مصائبى كه بر ما وارد شده گريه نمى‏كند مگر آنكه قبل از آمدن اشک از چشمش حقتعالى او را رحمت خواهد نمود و وقتى اشک‏ها بر گونه‏هايش جارى گشت در صورتى كه يك قطره از آنها در جهنّم بيفتد حرارت و آتش آن را خاموش و آرام مى‏كند كه ديگر براى آن حرارتى پيدا نمى‏شود. دانسته باش كسى كه به خاطر ما قلبش دردناك شود، در روزى كه مرگش فرا برسد و ما را مشاهده نمايد سرور و نشاطى برايش پيدا شود كه پيوسته اين سرور در او بوده تا در كنار حوض بر ما وارد گردد و هنگامى كه محبّ و دوست‏دار ما اهل بيت بر حوض كوثر وارد شود سرور و فرح خاصّى در كوثر پيدا شود به حدّى كه انواع و اقسام اطعمه‏اى را به او چشانده كه وى مايل‏ نيست طعم آن غذاها زائد گردد. اى مسمع: كسى كه از آن حوض يك جرعه بياشامد هرگز بعد از آن تشنه نشده و ابدا طلب آب نكند.[1]

توضیح: آری این پاداشی است برای مومنان راستین و پیروان حقیقی سیدالشهداء که با دارا بودن معرفت نسبت به سیدالشهداء در مصائب ایشان گریه میکنند و هرکس به نسبت ظرفیت و مراتب مختلف ایمان از پاداش بهره مند میگردد هرچه شخص مراتب بالاتری از ایمان را داشته باشد سهم بیشتری از این پاداش عظیم را خواهد برد
 



 کامل الزیارات باب32ح6          . [1]


:: بازدید از این مطلب : 554
|
امتیاز مطلب : 21
|
تعداد امتیازدهندگان : 6
|
مجموع امتیاز : 6
تاریخ انتشار : چهارشنبه 23 اسفند 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : akharinkhorshid1

عبدالله بن سنان می‌گوید: به امام صادق عرض کردم: فدایت شوم پدرت درباره انفاق در راه حج می‌فرمودند به هر درهمی که در این راه خرج کنی برای او هزار درهم حساب می‌شود. کسی که در مسیر زیارت حسین انفاق می‌کند برای او چیست؟ حضرت فرمودند: به هر درهمی که در این مسیر صرف می‌کند: هزار هزار هزار(تا ده مرتبه هزار را تکرار کردند) برای او حساب می‌شود و علاوه بر این رضایت و خشنودی خداوند و دعای خیر پیامبر اکرم و امیرالمومنین و ائمه معصومین برای اوست کامل الزیارات باب46 حدیث4

 
امام صادق فرمودند:كسى كه به زيارت قبر حضرت ابا عبد اللَّه الحسين عليه السّلام رود محققا به رسول خدا و به ما اهل بيت احسان نموده و غيبتش جايز نبوده و گوشتش بر آتش حرام است و در مقابل هر يك درهمى كه انفاق كرده خداوند متعال انفاق اهالى و سكنه ده هزار شهرهائى كه در كتابش مضبوط و معلوم است را به او اعطاء مى‏فرمايد و بدنبال آن حوائج و نيازمندى‏هايش را روا مى‏فرمايد و آنچه را كه از خود باقى گذارد حقتعالى حافظ آنها است و در خواست و سؤال چيزى از خدا نمى‏كند مگر آنكه بارى تعالى اجابتش مى‏فرمايد اعم از آنكه سريع و بدون مهلت حاجتش را روا كرده يا با تأخير و مهلت آن را برآورده نمايد. کامل الزیارات باب46 حدیث1
 
 
محضر مبارك امام صادق عليه السّلام عرضه شد: فدايت شوم چه مى‏فرمائيد در باره كسى كه با داشتن قدرت زيارت آن حضرت را ترك مى‏كند؟حضرت مى‏فرمايند: مى‏گويم:اين شخص عاق رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و عاق ما اهل بيت مى‏باشد و امرى كه به نفع او است را سبك شمرده است. و كسى كه آن حضرت را زيارت كند:خداوند متعال حوائجش را برآورده نمايد و آنچه از دنيا مقصود او است را كفايت فرمايد.و نيز زيارت آن حضرت موجب جلب رزق براى زائر مى‏باشد.و آنچه در اين راه انفاق كرده بر او باقى مانده و جانشين و يادگارش خواهد بود و همچنين زيارت آن حضرت موجب مى‏شود:گناهان پنجاه ساله او آمرزيده شده و وى به اهلش بازگردد در حالى كه بر عهده‏اش نه وزر و وبالى بوده و نه لغزشى و آنچه از گناه در صحيفه اعمالش ثبت‏شده جملگى محو و پاك مى‏گردد. اگر زائر در سفر زيارت فوت شود فرشتگان نازل گشته و او را غسل مى‏دهند و نيز درب‏هائى از بهشت به روى او گشوده مى‏شود و نسيم خوش آن در قبر بر او وزيده و در قبر پراكنده و منتشر مى‏گردد. و اگر وى در سفر زيارت سالم و از گزند مرگ در امان ماند دربى به روى او گشوده مى‏شود كه رزق و روزى وى از آن نازل مى‏گردد و در مقابل هر درهمى كه انفاق كرده ده هزار درهم قرار داده مى‏شود و آن را براى وى ذخيره كرده و هنگامى كه محشور شد و از قبر بيرون آمد به او گفته مى‏شود: در مقابل هر درهمى كه در سفر زيارتت خرج كردى ده هزار درهم مال تو است و خداوند به تو نظر نموده و آنها را نزد خودش براى او ذخيره كرد.  کامل الزیارات باب46 حدیث2
توضیح: و هرکسی به قدر ظرفیت خود بهره مند از این میگردد و همه اینها باید همراه با معرفت و پیروی از سیدالشهداء باشد
                       
 
شخصی محضر مبارك امام عليه السّلام مشرف شد و به آن جناب عرض كرد:اى پسر رسول خدا! آيا پدر بزرگوار شما زيارت بشود؟حضرت فرمودند:بلى و علاوه بر آن نزد آن جناب نماز نيز خوانده شود ولى بايد توجه داشت كه نماز را پشت قبر بخوانند و بر آن مقدّم نشوند.ذراوى مى‏گويد:چه اجرى است براى كسى كه آن حضرت را زيارت كند.حضرت فرمودند:بهشت، مشروط به اينكه از آن جناب پيروى كرده و به حضرتش اقتداء نمايد.راوى مى‏گويد:كسى كه از روى بى‏ميلى و عدم رغبت زيارت آن حضرت را ترك كند چه براى او مى‏باشد؟حضرت فرمودند:در روز حسرت، حسرت فراوانی خواهد خورد.عرض كرد: چه اجر و ثوابى است براى كسى كه نزد قبر آن جناب اقامه كند؟حضرت فرمودند:در مقابل هر روز هزار ماه منظور مى‏گردد.عرض كرد:كسى كه در راه سفر متحمّل هزينه شده و در نزد قبر مطهّر انفاقاتى نمايد چه اجر و ثوابى دارد؟حضرت فرمودند:در مقابل هر درهمى كه انفاق و خرج كرده هزار درهم برايش منظور مى‏شود.کامل الزیارات باب46 حدیث3  
                 
 
محضر مبارك امام عليه السّلام عرضه داشتند: چه اجر و ثوابى است براى كسى كه نزد قبر مطهّر آن حضرت (حضرت امام حسين عليه السّلام) نماز بخواند؟حضرت فرمودند:كسى كه نزد قبر آن جناب دو ركعت نماز بخواند چيزى را از خدا نخواسته مگرآنكه حق تعالى آن را به وى اعطاء مى‏فرمايد.عرض كردم: چه اجر و ثوابى است براى كسى كه از آب فرات غسل كرده و سپس به زيارت آن حضرت رود؟ امام عليه السّلام فرمودند:هنگامى كه با اراده زيارت آن حضرت از فرات غسل مى‏كند تمام گناهانش ريخته شده و پاك مى‏گردد مثل اينكه تازه از مادر متولد گرديده.عرض كردم: ثواب و اجر كسى كه خودش بخاطر جهتى نمى‏تواند به زيارت رود ولى ديگرى را مجهّز ساخته و به زيارت فرستاده چه مى‏باشد؟
حضرت فرمودند:در مقابل هر يك درهمى كه خرج كرده خداوند متعال به قدر كوه احد از حسنات به وى داده و چند برابر هزينه‏اى را كه متحمل شده برايش باقى مى‏گذارد و نيز بلاهائى كه نازل شده را از وى دور مى‏گرداند و همچنين مال و دارائى وى را حفظ و نگهدارى مى‏فرمايد. کامل الزیارات باب46 حدیث5


:: بازدید از این مطلب : 920
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 23 اسفند 1391 | نظرات (1)
نوشته شده توسط : akharinkhorshid1

 

امام باقر فرمود: اگر مردم مى دانستند كه در زيارت قبر حسينچه فضل و ثوابى است حتماً از شوق و ذوق قالب تهى مى كردند و به خاطر حسرت ها نفس هايشان به شماره افتاده و قطع خواهد شد. راوى گويد: عرض كردم در زيارت آن حضرت چه اجر و ثوابى مى باشد؟ حضرت فرمودند: كسى كه از روى شوق و ذوق به زيارت آن حضرت رود خداوند متعال هزار حج و هزار عمره قبول شده برايش مى نويسد و اجر و ثواب هزار شهيد از شهداى بدر و اجر هزار روزه دار و ثواب هزار صدقه قبول شده و ثواب آزاد نمودن هزار بنده كه در راه خدا آزاد شده باشند برايش منظور مى شود و پيوسته در طول ايام سال از هر آفتى كه كمترين آن شيطان باشد محفوظ مانده و خداوند متعال فرشته كريمى را بر او موكل كرده كه وى را از جلو و پشت سر و راست و چپ و بالا و زير قدم، نگهدارش باشد و اگر در اثناء سال فوت كرد فرشتگان رحمت الهى بر سرش حاضر شده و او را غسل داده و كفن نموده و برايش استغفار و طلب آمرزش كرده و تا قبرش مشايعتش نموده و به مقدار طول شعاع چشم در قبرش وسعت و گشايش ايجاد كرده و از فشار قبر در امانش قرار داده و از خوف و ترس دو فرشته منكر و نكير بر حذرش مى دارند و برايش دربى در بهشت مى گشايند و كتابش را به دست راستش مى دهند و در روز قيامت نورى به وى اعطاء مى شود كه بين مغرب و مشرق از پرتو آن روشن گردد. منادى ندا مى كند: اين كسى است كه از روى شوق حسين را زيارت كرده و پس از اين ندا احدى در قيامت باقى نمى ماند مگر آنكه تمنا و آرزو مى كند كه كاش از زوّار آن حضرت مى بود کامل الزیارات باب56 حدیث3
 
در حدیث دیگری امام باقر فرمودند: اگر مردم می‌دانستند چه فضیلتی در زیارت حسین است، از شوق، جان می‌سپردند و نفسشان از روی حسرت و اندوه قطع می‌شد توضیح: یعنی کسانی که به زیارت ایشان نرفته اند پس از فهمیدن فضائل زیارت ایشان گویی از شدت حسرت و اندوه از دست دادن چنین فضیلتی میخواهند جان دهند. راوی می‌گوید: محضر امام صادق شرفیاب شدم، حضرت فرمودند: امسال حج مشرف نشدی؟ عرض کردم: چیزی که حج بروم نداشتم ولی عرفه در کنار قبر حسین بودم. حضرت فرمودند: از آنها که سرزمین منا را درک کردند کم نیاوردی، بعد فرمودند: حقیقتا اگر اکراه این را نداشتم که مردم حج را ترک کنند، هر آینه حدیثی را برای شما (درباره زیارت حسین) بیان می‌کردم که هرگز زیارت آن حضرت را ترک نمی‌کردید

 

 

 

عبداللّه ابن حماد نقل مى كند: روزى امام صادق (ع ) به من فرمود: اى حماد نزد شما فضيلتى هست كه مثل آن به احدى داده نشده است . و گمان ندارم آن چنان كه بايد آن را بشناسيد و بر او محافظت نمائيد! و قيام به حقّ آن كنيد. و از براى آن فضيلت اهلى هست كه ايشان را براى آن كار نام برده اند، و به ايشان توفيق عطاء كرده اند، و اين رحمتى است كه خداوند تعالى به ايشان بخشيده است . پرسيدم : آن فضيلت كه نام برديد و وصف نموديد كدام است ؟ فرمود: زيارت جدّم حسين  است . زيرا كه او غريب است و در زمين غريب مدفون شده است . هر كه به زيارت او مى رود، بر او برمى گريد. و هر كه به زيارت او نمى رود، بر مصيبت او اندوهناك مى باشد و دلش مى سوزد. هر كه او را به ياد مى آورد ترحّم مى كند. و هر كه نظر كند به سوى قبر پسرش در پائين پاى او، در بيابانى كه خويشى و دوستى نزد او نيست و حق او را غصب كردند، و جمع شدند جمعى از كافران و مرتدّان از دين ، و ياورى يكديگر كردند تا او را كشتند، در بيابانى دفن نكرده انداختند، و منع كردند از او آب فراتى كه سگان مى خوردند، و ضايع كردند حق رسول خدا را، و وصيّتى كه در حقّ او و اهل بيتش ‍ كرده بود. پس او مدفون گرديد, جفا يافته در ميان قبرهاى خويشان و شيعيان خود. هر كه نزد او مى رود، وحشت مى يابد از تنهائى او، و دورى از جدّ بزرگوارش . و در منزلى افتاده است كه نمى رود نزد او مگر كسى كه خدا دلش را به ايمان امتحان كرده است ، و حقّ ما را به او شناسانده باشد. پس گفتم : فداى تو شوم من مى رفتم به زيارت آن حضرت ، تا آنكه مبتلا شدم به خدمت خليفه و حفظ اموال او و من نزد ايشان مشهور شده ام. لهذا در اين ولا از براى تقيّه ترك كرده ام و من مى دانم كه زيارت آن حضرت ثواب بسيارى دارد. فرمود كه : مى دانى كه كسى كه به زيارت آن حضرت ميرود چه فضيلت دارد و او را نزد ما چه نيكى ها است. گفتم : نه. فرمود كه : امّا فضيلت زيارت كننده او: پس مباهات مى كنند به او ملايكه آسمان ها و امّا آنچه نزد مابراى او هست پس ترحّم مى كنيم براى او هر صبح و شام  وبه تحقيق كه خبر داد مرا پدرم كه : روضه آن حضرت از روزى كه مدفون شده است هرگزخالى نبوده است از كسى كه صلوات فرستد بر او از ملائكه يا جنيّان يا آدميان يا وحشيان صحرا. و هيچ چيز نيست مگر آرزوى حال زيارت كننده آن حضرت مى كند و خود را از براى بركت بر او مى مالد و به نظر كردن به سوى او اميد خبر مى دارد براى آنكه بركت يافته است به نظر كردن به سوى قبر آن حضرت . بعداز آن فرمودكه: شنيده ام كه قومى از نواحى كوفه و غير ايشان مى روند نزد قبر آن حضرت و زنان مى روند و ندبه و نوحه مى كنند در نيمه ماه شعبان پس بعضى قرآن مى خوانند و بعضى قصّه هاى جانسوز آن حضرت را ذكر مى كنند و بعضى مرثيه مى خوانند؟ گفتم : بلى فداى تو شوم ديدم بعضى از اينهايى كه مى فرمائى . فرمودكه: حمد و سپاس خداوندى را كه در ميان مردم جمعى را مقّرر فرموده است كه مى آيند به سوى ما و ما را مدح مى كنند و مرثيه از براى مصيبت ما مى گويند و مى خوانند. و دشمن ما گردانيده است كسانى را كه طعن كنند بر آنها از خويشان و غير ايشان و استهزاءكنند بر ايشان و قبيح شمارند كردار ايشان را بحارالانوار ج 101 ص 74 - 73 المستدرك ج 2 ص 203 نورالعين ص 108


:: بازدید از این مطلب : 634
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 23 اسفند 1391 | نظرات (2)
نوشته شده توسط : akharinkhorshid1

شیخ الانبیاء، حضرت ابراهیم وقتی سوار بر اسب بود، از این سرزمین می‌گذشت، پای اسبش لغزید و از اسب زمین خورد و سرش شکست، گفت: الهی ما حدث منی؟ خدایا! چه لغزشی از من سر زده که این چنین شد؟ به اراده الهی اسبش به سخن آمده و گفت: این سرزمین کربلاست و فرزند آخرین پیامبر الهی را در اینجا می‌کشند, به خاطر همدردی با خون پاک آن عزیز زهرا خون سرت جریان پیدا کرد



:: بازدید از این مطلب : 668
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 23 اسفند 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : akharinkhorshid1

وقتی کشتی نوح بر روی آب سیر می‌کرد به سرزمینی رسید که نوح از تلاطم شدید آن ترسید که کشتی غرق شود. گفت: طفت الدنیا و ما اصابنی فرع مثل هذه الارض دنیا را دور زدم و مثل این سرزمین، دلهره و نگرانی به من دست نداد، ‌جبرئیل نازل شد و گفت: "اینجا سرزمین کربلا و قتلگاه حسین فرزند آخرین پیغمبر خدا است." حضرت نوح و اصحابش برای مظلومیت آن حضرت گریه کرده و قاتلینشان را لعنت نمودند.



:: بازدید از این مطلب : 611
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 23 اسفند 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : akharinkhorshid1

ابن عباس می‌گوید: به همراه مولایم امیرالمومنین در مسیر صفین بودم، وقتی به دشت کربلا (ساحل فرات) رسیدیم پیاده شدیم. ناگهان آن حضرت با صدای بلند گریه کرده و فرمودند: یابنَ عباس أتعرف هذا الموضع آیا این سرزمین را می‌شناسی؟ عرض کردم: نمی‌شناسم. حضرت فرمودند: اگر مانند من می‌شناختی از اینجا نمی‌گذشتی مگر این که مانند من گریه می‌کردی این را فرمودند و گریه زیادی کردند طوری که اشک از محاسن شریف آن حضرت جاری و بر سینه مبارکشان می‌ریخت. سپس فرمودند: این سرزمین کربلاست، که محل شهادت فرزندم حسین و هفده نفر از نسل من و فاطمه زهرا می‌باشد و مانند مکه و مدینه و بیت المقدس شناخته می‌شود



:: بازدید از این مطلب : 1093
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 23 اسفند 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : akharinkhorshid1

وجود نازنین امام صادق در هنگام حیاتشان به کَرّات مجالس عزا برای جدشان حسین برپا میکردند و مردم را بسیار به این کار تَرغیب میفرمودند: روزی فُضَیل تصمیم گرفت مجلسی برپا کند به قصد مطلع ساختن حضرت و دعوت ایشان به منزل حضرت مشرف شد اما ایشان را نیافت، فردای آنروز امام صادق به او فرمود: آیا در منزل خود مجلس ماتمی در عزاداری بر مصیبت جدم حسین بر پا نکرده بودی؟ عرضه داشت: آری مولای من حضرت فرمود: چرا مارا از آن مجلس آگاه نکردی؟ عرضه داشت به دنبالتان آمدم اما شما را نیافتم، حضرت فرمود: من نیز در آن مجلس حاضر بودم. فضیل عرض کرد: پس چرا شما را زیارت نکردم!؟ در کجا نشسته بودید؟ حضرت فرمود:آیا هنگام خروج از اتاق پایت به جامه سپیدی برخورد نکرد؟ عرضه داشت: آری، حضرت فرمودند: من آنجا نشسته بودم، فضیل عرضه داشت: چرا کنار در نشسته بودید و به بالای مجلس تشریف نیاوردید؟ حضرت فرمودند: به احترام مادرم، زیرا مادرمان فاطمه در صدر مجلس حضور داشتند. [1]



. ثمرات الاعواد، ج 1، ص 31[1]


:: بازدید از این مطلب : 792
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 23 اسفند 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : akharinkhorshid1

امام حسین: و من نه از روی خودخواهی و یا برای خوشگذرانی و نه برای فساد و ستمگری از مدینه خارج میگردم، بلکه هدفم از سفر امر به معروف و نهی از منکر بوده و خواسته ام از این حرکت اصلاح مفاسد امت و احیا نمودن سنت و قانون جدم رسول خدا و راه و رسم پدرم علی بن ابیطالب است



:: بازدید از این مطلب : 641
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 23 اسفند 1391 | نظرات (0)

data-aos="flip-right"
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران